علم برای زندگی

دلتنگی های من
نویسنده : حمیده کشاورزیان - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۱٤
 

سلام دوستان عزیز

امروز خیلی دلم گرفته بود.من وقتی دلتنگ می شوم دوست دارم به زیارت اهل قبور بروم. امروز از پدر و مادرم درخواست کردم که به بهشت زهرا برویم.نمی دانم چرا ولی هر وقت که بر سر مزار عموی عزیزم می رسم , دوست دارم که تمام درد و دل هایم را با او بکنم میدانید چرا؟او یکی از لاله های غرق به خون در جنگ با عراق بود .هر چند که با چشم خود او را ندیدم اما با چشم دل احساسش می کنم امروز هم دلم پر درد بود واحساس خلا .می دانید که چرا دوست دارم با او حرف بزنم؟چون به گفته مادرم او جوانی بود پاک و مبرا از گناه.هر وقت که به مزارش میروم با اب وگلاب سنگ قبرش را می شویم بعد با گل رز قرمز مزارش را گل باران می کنم و اخر با زبان دل با او سخن می گویم. اما امروز که به قطعه شهدا رسیدیم دیدم زودتر از من پیشدستی کرده وروی مزار تمام شهدا یک عدد گل میخک زرد گذاشته اند.با دیدن ان صحنه اشک بر دیدگانم جاری شد و آنجا بود که به یادم امد شهیدان محفل راه بشریّتند.

یاد ونام تمام شهدای انقلاب پنجاه و هفت و شهدای  هشت سال دفاع مقدس گرامی باد

تقدیم به همه ی شهدا

نویسنده:مدیر وبلاگ.حمیده کشاورزیان